بی عمر زنده ام من و زین بس عجب مدار / روز فراق را که نهد در شمار عمر

۴٣ روزه که رفتی و من هنوز به این شرایط عادت نکردم. میدونم که تو هم شرایط خوبی نداری. خودمم دیگه از دست خودم خسته شدم ولی خوب دست خودم نیست.دنبال راه حل می گردم چون فکر می کنم کم کم دارم تو رو هم کلافه می کنم .دلم می خواد بیخیالی طی کنم اما نمی شه. انگار تو زندگیم جز فکر کردن به تو دیگه هیچ کاری ندارم.شاید هم ندارم!دلم برات تنگ شده.مواظب خودت باش.

/ 0 نظر / 4 بازدید