باران که بیاید، تو میایی ...

عزیزم سال پیش این موقع رضا هلند بود و من لحظه سال تحویل باهاش تلفنی صحبت کردم و انقدر گریه کردم که مردم. وقتی هم که برگشت انقدر پاقدمش تر بود که تو اردیبهشت دو هفته بی وقفه بارون شدید اومد. ولی امسال پیشمه و من خیلی خوشحالم. این روزا بدجوری تحت فشارم ولی چدر خوبه که رضا اینجاست. کاش یه بارون مشتیه چند روزه بیاد....

/ 3 نظر / 5 بازدید

جونم عزیزم , الان که باهات هستم و....خیلی نازیییییییی....

سمیر

خوشحالم که رضا کنارته...امیدوارم خوشبخت بشین...[گل]

وارش

[گل] سلام ....دوستان عزیزم.... بر ما سالی گذشت و بر زمین گردشی .... و بر روزگار حکایتی ... امید که آن کهنه رفته باشد به نکویی و این نو همی آید به شادی.....[گل]