و این زمستان!
ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱  کلمات کلیدی:

رضای من این عکس مال زمستون پارسال درست همین موقع پشت خونمونه. همون جایی که همیشه منتظرم بودی و من می دوییدم میومدم پیشت. همون جایی که از وقتی رفتی من شاید دو بارم نرفتم. می بینی چقدر زمستون امسال با پارسال فرق داره؟ زمستون پارسال تو بودی. برف بود. همه چی بود! زمستون امسال تو نیستی. برف نیست. هیچی نیست! بیا و همه چیز رو با خودت بیار. وقتی تو بیای عید میشه. بهار میاد. قدمت تره. وقتی تو میای همه جا سبز میشه. همه از خواب زمستونی بیدار میشن. بیا و همه جا رو برام قشنگ کن. اینجا همه چیز بدجوری چشم به راه تو هستند. دلم برات تنگ شده. بیا. زود بیا.

+ دیشب یه پشه رفت تو کیبورد هر کاری کردم در نیومد. رضا گفت جاروبرقی بزن. یادم رفت. الان با فشار دادن یه دکمه جنازش اومد بیرون!!! همه چیز چه پیشرفته شده ها!!

+ وقتی رفتی باز هوا سگ شد، روزگار از سگی سگ تر شد. وقتی رفتی آسمون سگ شد!!!!