آخ رضای دوست داشتنیه من
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی:

رضای خوشگلم، با امروز ، ١٢۴ روز از رفتنت میگذره. و هر روزی که میگذره من یه قدم به تو نزدیکتر میشم. به تویی که با تو معنای دوست داشتن، دوست داشته شدن، زندگی، مهربونی، استقلال، انتظار، لذت، تنهایی و ... رو شناختم. و تو تمام فکر و ذهنم رو پر کردی.وقتی ناراحتی دنیا برام سیاهه ولی بعضی وقت ها شعورم میشه قد یه کنجد و هی با حرفام ناراحتت میکنم. خودم اون لحظه میدونم باید منطقی باشم ولی نمیشه، هی لجم میگیره. اصلاً من آدم خیلی حرصوکیم! ولی تو خیلی مهربونی. همیشه منو درک میکنی. همیشه میفهمی مشکلم چیه. من تند تند حرفای زشت زشت میزنم و تو هیچی نمیگی ولی اگه یه حرف کوچولو بهم بزنی من تا مدت ها فکرم درگیرشه، هرچند که تو هیچ وقت حرف بد نمیزنی. و وقتی خودم رو میزارم جای تو میبینم که تو خیلی گذشت داری.خیلی ناراحتم. اصلاً خودمو دوست ندارم. اگه یه ثانیه باهام قهر کنی همه چیز بهم میریزه و دنیا رو سرم خراب میشه. تو رضای ماه منی. برای دیدنت ثانیه ها که هیچ، صدم ثانیه ها رو هم میشمارم. تمام لحظه های تنهایی با تصور لحظه دیدنت برام لذت بخش میشن. تو همه جا با منی عزیزم....