بازنشان حرارتم ز آب دیده و ببین / نبض مرا که می دهد هیچ ز زندگی نشان
ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٧  کلمات کلیدی:

عزیزم با امروز دو ماه و نیم میشه که رفتی. زمان میگذره و همه چیز روال عادیشو طی می کنه، ولی من هر کار می کنم با زمان هماهنگ نمیشم! یا جلو میرم یا عقب می مونم! این چند وقته شرایط روحی جالبی ندارم و تو هم همش از دستم دلگیری. نمی دونم چرا وقتی دارم برات میمیرم باید خودم رو نسبت بهت بی تفاوت نشون بدم! و یا تو نیز! رضا چرا اینجوری میشه؟ وقتی میام تو دو دقیقه قبلش رفتی یا وقتی میرم تو چند دقیقه بدش میای؟چرا بهم نمی رسیم؟ دلم خیلی گرفته.دلم خیلی برات تنگ شده.دلم خیلی برای رضای خودم تنگ شده... دلم برای تو تنگ شده