تهِ تهِ سال 87...
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی:

سلام

امشب آخرین شب سال ٨٧ و این پست ٨٧ اُمین و آخرین پست امسال این وبلاگه. نیمی از امسال رضا کنارم بود و هیچ غمی نداشتم. نیمه دیگش رضا ازم دور شد و من خیلی غصه خوردم... آخه روز فراق را که نهد در شمار عمر؟!... ولی در کل گذشت و فهمیدم رضا چه نقش پر رنگی تو زندگیم داره. سال ٨٨ رو نیومده دوست دارم. سال ٨٨ سال خوبیه. اعداد کنار هم جفت شدن و این اتفاق هر ١٠ سال یه بار میافته. امیدوارم امسال اگه خوب بوده بهترش تو سال ٨٨ براتون پیش بیاد و اگه بد بوده بهترتر از خوبش براتون اتفاق بیافته... پیشاپیش سال نو همتون مبارک. 

این عکس رو با رضا تابستون امسال از نمایشگاه گل گرفتیم. تقدیم به شما...